12 دی 1396

روز نهنگ

مولف: معاون فناوری   /  دسته: دسته بندی نشده   /  رتبه دهید:
/5

 

معرفی کوتاه:کتاب حاضر، رمانی فارسی با زبانی ساده و روان برای گروه سنی (د) و (ه) است. داستان از منظر راوی اوّل شخص و از زبان پسر نوجوانی در قشم روایت می‌شود. جزئیات کافی و بیان توصیفات مکانی و همچنین استفاده از جریان سیال ذهن از ویژگی‌های این داستان هستند. در داستان می‌خوانیم: «پسر برای جلسة آخر امتحان پایان سال به سمت مدرسه می رود. او درگیر نوشتن انشا بود، با اینکه همیشه انشاهایش را نوزده، بیست می شد. اما نمی‌توانست جملة اول را بنویسد. او بالاخره تصمیم گرفت دربارة ماجرای زندگی برادر سلمان بنویسد. او داوطلبانه به جبهه رفته بود و حالا چند سالی بود که هیچ کس از او خبری نداشت».

 

 

نقد کتاب

با نگاهی اجمالی به آثار عباس عبدی، نویسندة رمان‌هایی چون روز نهنگ، شکارچی کوسة کر، شناگر و ... که در زمرة کتاب‌های رمان نوجوان امروز قرار دارند، می­توان دریافت که ویژگی عمدة این آثار، توجه خاص نویسنده به دریا در خلق اثر و محتوای موجود در آن می­باشد. با توجه به بیوگرافی نویسنده، می­توان دریافت که طبیعت و خوی جنوبی وی ، نقش مستقیم در انتخاب موضوعات و مضامین آثار داشته است.

نگاهی به "روز نهنگ"

رمان «روز نهنگ» نوشتة عباس عبدی، از جمله رمان‌های نوجوان امروز می­باشد که در 16 فصل و 199 صفحه و در قطع وزیری، توسط کانون پرورش فکری چاپ و منتشر شده است. داستان این اثر مربوط به چند نوجوان از جزیرة قشم می­باشد که ابتدا از سر کنجکاوی و ارضای حس ماجراجویی و کاملاً آگاهانه درگیر کشف اتفاقاتی مربوط به یک لایروب می­شوند و همین امر موجب می­گردد در دل این اکتشاف با افرادی مرموز و خطرناک روبرو شوند و همین مقابله با آن‌ها باعث می­شود ماجرایی که ابتدا از سر کنجکاوی آغاز شده، در پایان به آرمانی بزرگ تبدیل شود؛ آرمانی به نام « دفاع از فرهنگ و میراث ملی» .

شروع داستان:

در اولین صفحة رمان، کاراکتر اصلی داستان یعنی مانی، با بیان توصیفاتی همچون تانکرهای کوچک و بزرگ آب شیرین، غول آهنی وسط موج شکن، عرشه و دکل، اسکلة سنگی و نخل‌های بلند؛ شرح مختصری از مکان داستان ارائه می­دهد و تا حدودی تصویر روشنی از مکان در ذهن مخاطب بوجود می‌آورد و پس از آن با آوردن نام جزیرة قشم و دیالوگ‌هایی با لهجة محلی، قاطعانه به مخاطب این آگاهی را می­دهد که در مسیر خواندن رمانی مربوط به خطة جنوب است.

 

طرح داستان:

طرح، ترتیب منظم حوادث است که براساس علت و معلول ساخته می­شود. رمان مذکور نیز خارج از این چارچوب نیست و از طرح منسجم و باورپذیری برخوردار است.

دیده شدن غول آهنی زرد رنگ (لایروب) وسط موج شکن توسط مانی، مطلع شدن دوستان از وجود لایروب توسط مانی جهت پیگیری، کنجکاوی و پیگیری‌های مانی و دوستانش در خصوص کشف حقیقت، کشف حقیقت (قاچاق درها و وسایل قدیمی)، مقابله با عاملان قاچاق و در نهایت موفقیت مانی و دوستان او همچنین دستگیری توانگری و هم دستانش را می توان طرح مناسبی برای این اثر دانست.

طرح این داستان ابتدا بر اندیشه و عمل شخصیت مانی متکی است و پس از ورود دوستان وی به داستان، این اتکا عمومی‌تر می­شود و هر کدام از کاراکترها در پیشبرد طرح، نقش خود را ایفا می­کنند و در این میان نقش سارا از همه پررنگ‌تر به نظر می­رسد.

سوژه:

نویسنده با آگاهی کامل از ویژگی‌های اخلاقی نوجوانان اقدام به خلق این اثر نموده است. کنجکاوی و جسارت این گروه سنی به عنوان یکی از خصوصیات برجستة ایشان رهنمودی بوده جهت انتخاب سوژه. به عبارت دیگر بهره‌گیری از حس ماجراجویی مخاطب جهت خلق اثر. البته قابل ذکر است که موضوع اصلی داستان ماجراجویی نیست بلکه خیلی فراتر و با ارزش‌تر از آن است و چیزی تحت عنوان «حفظ مواریث و پاسداری از ارزش‌ها» محوریت موضوعی دارد.

زاویه دید:

زاویة دیدی که برای این اثر انتخاب شده است، زاویة اول شخص می‌باشد و مانی به عنوان شخصیت اصلی داستان، روایتگر داستان است. از آنجایی که راوی یک نوجوان شانزده ساله است مخاطب به راحتی با او هم ذات پنداری می‌کند و به خوبی با دنیای او مرتبط می‌شود. راوی داستان، خود در قالب شخصیتی است که در قلب حوادث قرار دارد و در اصل، آغازگر تمامی ماجراست و در پایان نیز خود، عامل گره‌گشایی می‌باشد.

حوادث:

کتاب «روز نهنگ» دارای حوادثی است که باعث می‌شود داستان، مسیر مستقیمی را دنبال نکند و وارد حواشی ‌شود و همین امر باعث خارج شدن مخاطب از روال اصلی داستان می‌گردد. اگرچه برخی از این حوادث جنبة روایی دارند و حکم شاخ و برگ‌هایی که کمترین ارتباط را با موضوع اصلی دارا می­باشند؛ مانند حادثۀ سرنگونی هواپیمای مسافران ایرانی توسط ناو آمریکایی، تولد مانی از زبان مادر، فوت مادر سلمان و ... . در روند حوادث که نتیجة برخورد اشخاص داستان است شاهد چند فراز و فرود هستیم مانند گم‌شدن سلمان و پیدا شدنش. اما مهم‌ترین گره ی این داستان، گرفتار شدن مانی و اقدام به قتل اوست که نقطة اوج داستان نیز محسوب می­شود.

شخصیت پردازی:

در این اثر عباس عبدی چندان به پردازش شخصیت‌ها توجهی نداشته است و مخاطب در خلال مطالعة کتاب متوجه می‌شود که روند داستان برعهدة گروهی نوجوان که همه از یک تیپ می‌باشند است. مانی به عنوان کاراکتر اصلی و مجید، فرهاد، عقیل، سلمان، سارا و ... به عنوان شخصیت‌های فرعی که توسط مانی معرفی می‌شوند.

در طول این داستان می‌توانیم شاهد شخصیت‌های پویا (مانند شخصیت شالباف) و شخصیت‌های ایستا (مانند فرهاد، مانی، مجید و ...) باشیم. برخی از کاراکترهای این اثر، حالت خنثی دارند ؛به عبارتی هیچ گونه نقشی در راستای پیشبرد داستان ندارند مانند فرامرز.

اکثر شخصیت‌های این اثر خلق و خوهای یکسان اما تأثیرگذار دارند تا جایی که افکار و اعمال آن‌ها به عنوان تلنگری بر مخاطب محسوب می­شود؛ آنجایی که مانی می‌گوید: «نمی­بخشم خودم را اگر کوتاهی کنم، چیزی بخواهد به این جزیره و آب و خشکی زخمی بزند کوچک یا بزرگ.»

در بین شخصیت‌ها، شخصیت سارا را می­توان به عنوان یک تیپ از افراد جامعه درنظر گرفت؛ نماد زنان دلاوری که در راه حفظ ارزش‌ها، فرهنگ و میراث خطر می‌کنند. هدف نویسنده از خلق شخصیت سارا به عنوان یک شخصیت برجسته، سوق دادن نگاه مخاطب به این واقعیت است که در مسیر والای دفاع از فرهنگ و میراث ملی، دختران و زنانی همچون سارا نقش به سزایی داشته‌اند.

یکی از شخصیت‌هایی که در داستان حضور ندارد اما در بسیاری از قسمت‌های داستان در قالب تصویری زیبا حضورش احساس می‌شود شخصیت سالار، برادر سلمان است که در جنگ، مفقودالاثر شده و در روند داستان به عنوان الگویی ارزشمند به مخاطب معرفی می‌گردد.

لحن و زبان:

یکی ازویژگی‌های بارز «روزنهنگ» متن ساده و قابل فهم کتاب است. در این اثر از دو زبان محاوره‌ای و معیار، اولی برای خلق دیالوگ‌ها و دیگری برای متن داستان استفاده شده است. اگرچه استفاده از واژگانی با لهجة محلی، روند مطالعة کتاب را در ابتدا برای مخاطب کند می‌کند اما باعث افزایش گنجینه ی لغات او می‌شود.

نکته ی قابل توجه در خصوص لحن اثر این است که در پاراگراف‌هایی از صفحات 172، 173 و بند پایانی کتاب، لحن اثر به یک باره تغییر می­کند و رنگ ادبی به خود می­گیرد که با لحن و زبان دیگر قسمت‌های کتاب تناسبی ندارد. ( بکوب! می کوبم! بکوب! فشار بده، تا آسمان، تا ستاره و ماه و روشنی روز اگر مانده چیزی باقی هنوز...). شاید هدف نویسنده از این تغییر ناگهانی به تصویر کشیدن ذوق ادبی مانی بوده است.

عباس عبدی با استفاده از زبان محلی، تأثیر فضای حاکم بر اثر خود را دو چندان و برای مخاطب، ملموس‌تر کرده است.

گفتگو:

بدون شک گفتگودرداستان، چه در قالب دیالوگ چه منولوگ، یکی از ابزارهایی است که نویسنده می‌تواند با مهارت بهره‌گیری از آن، کیفیت و جذابیت اثر خود را دو چندان کند و اما می‌توان در مورد گفتگوهای این اثر که اکثراً با لهجة محلی ارائه شده‌اند این گونه گفت که تمامی شخصیت‌ها دارای یک سبک گفتگو می‌باشند و زبان و لحن منحصربفرد و خاصی ندارند و همین عدم تمایز به یک نوع کلیشه تبدیل شده است. از آنجایی که گفتگوها تا اندازة زیادی نمایانگر شخصیت افراد می‌باشند. بهتر بود برای ایجاد تفاوت‌های فردی، نوع گفتگوها متفاوت ارائه می‌شد تا مخاطب با توجه به لحن و نوع سخن، صاحب دیالوگ‌ها را بشناسد.

یکی دیگر از نکاتی که در گفتگوهای موجود در متن این اثر لازم است از نظر گذراند این است که در بسیاری از صفحات، صاحب دیالوگ چندان مشخص نیست و مخاطب با دقت خود می‌تواند تشخیص دهد که این دیالوگ مربوط به کدام شخصیت است.

در قسمت‌هایی از متن اثر، نقش دیالوگ‌ها تنها ارائة برخی اطلاعات عمومی به مخاطب است . مانند: چگونگی تشکیل جزیرۀ قشم (در فصل دوازدهم)، توجه به آداب و رسوم محلی (فصل دوم)، انهدام هواپیمای مسافربری ایران توسط ناوگان آمریکایی (در فصل چهارم و چند فصل دیگر).

پایان داستان:

چیزی که مخاطب را تا پایان داستان دنبال خود می‌کشاند نتیجة مبهمی است که نویسنده در پایان اثر پرده از آن بر می‌دارد. از آنجایی که نقطة اوج، گره افکنی و گره گشایی در پایان داستان اتفاق می‌افتد، در مخاطب این انگیزه ایجاد می‌شود که داستان را تا پایان دنبال نماید. به نوعی نویسنده، مخاطب را تا آخر در حالت تعلیق نگه می‌دارد.

در پایان، مانی در حالی که همراه با دری قدیمی که حکم میراث بازیافته را دارد بر روی آب شناور است با سارا به عنوان یک منجی یا نقطة امید صحبت می­کند: «آه سارا! سارا! دخت ناخدا احمد! خواهر سالار! نگذار نگذار پخش شویم! نگذار باد ناموافق پراکنده­مان کند؛ در مه، گم بشویم، دور از هم بیفتیم در آب‌های این دنیا!» 

به طور کلی می­توان گفت نویسنده در این رمان به مخاطب خود می­آموزد که دفاع از تمدن و فرهنگ، کوچک و بزرگ و زن و مرد نمی­شناسد و شاید مهمترین هدف وی در خلق این اثر، سوق دادن نگاه مخاطب به فرهنگ و ارزش­ها و تآکید بر پایبندی به حفظ آن­هاست.

 

 

تعداد مشاهده (281)       نظرات (0)

نظرات کاربران درباره مطلب "روز نهنگ"


نظرتان را بیان کنید

نام:
پست الکترونیکی:
نظر:
کد بالا را در محل مربوطه وارد نمایید