12 دی 1396

زنان آسمانی 9: آن روز هشت صبح - زندگی و خاطرات شهید اعظم شفاهی

مولف: معاون فناوری   /  دسته: دسته بندی نشده   /  رتبه دهید:

 

" زنان آسماني "است به بررسي زندگي و خاطرات شهيده"اعظم شفاهي "از زبان خانواده و دوستان وي پرداخته است. در چكيده "آن روز، هشت صبح" چنين مي خوانيم: " " شهيده اعظم شفاهي" سال 1333 هجري شمسي در شهرستان نهاوند از توابع استان همدان ديدگان پاكش را به دنيا گشود. در دامان پدر و مادري دين باور پرورش يافت. تحصيلاتش را تا مقطع ابتدايي بيشتر ادامه ندادو در كارخانه كمك حال مادر گشت.رافت و عاطفه ي بي حدش زبانزد دوستان و آشنايان بود تا جايي كه به بيماران بد حال و لاعلاجي كه ديگران ابا داشتند نزديكشان شوند ،سرمي زد و از آنان دلجويي مي نمود. ما نند ساير دختران آن زمان زود ازدواج نمود و صاحب پنج فرزند شد كه يك يكشان را با تربيت ديني و اجتماعي پروراند و سرانجام صبح روز هفدهم فروردين ماه 1364در بمباران هوايي رژيم بعثي در زادگاهش به شرف شهادت نايل آمد.." در يكي از خاطرات اين كتاب، بردار"شهيده شفاهي" چنين مي گويد : " در خيابان هاي نهاوند آن زمان ،زني پرسه مي زد كه بيماري اش واگيردار داشت.او كثيف و ژوليده بود.عقب ماندگي ذهني داشت.هرجا كه ظاهر مي شد مردم از جلوش در مي رفتند.همه از او دوري مي كردند. اما يك نفر بود كه مثل بقيه نبود. او براي زن بيمار دل مي سوزاند.به دادش مي رسيد و برايش غذا مي آورد.مثل يك مادر كنارش مي نشست و به او محبت مي كرد.روزي نبود كه خورشيد در آن غروب كند و خواهرم غذاي او را فراموش كند. زني كه در خيابان هاي نهاوند پرسه مي زد، براي نخستين بار از اعظم آموخت كه محبت چيست و تا چه اندازه قويست! "

تعداد مشاهده (255)       نظرات (0)

نظرات کاربران درباره مطلب "زنان آسمانی 9: آن روز هشت صبح - زندگی و خاطرات شهید اعظم شفاهی"


نظرتان را بیان کنید

نام:
پست الکترونیکی:
نظر:
کد بالا را در محل مربوطه وارد نمایید